|
پـيام هايي از دالايي لاما :
براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت. * * * اگر كسي يكبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه اوست . اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد ، اين اشتباه توست . * * * ديروز تاريخ است . فردا راز است . امروز يك هديه است . * * * هر كجا كه هستي ، هر كجا خودت را يافتي ، از هر آنچه كه داري لذت ببر ، به تمامي لذت ببر . هر جا كه هستي و از هر چه كه در دسترس است ، احساس سپاس و نيايش داشته باش . * * * وقتي قلبت بيدار شد و شعله اي از نور شد ، تو معنا و اهميت زندگي را خواهي شناخت ، و اين فيضي عظيم است . و آنگاه سپاسگزاري و حمد طلوع مي كند . آنگاه فقط هديه زندگاني كافي است تا با آن براي هميشه و هميشه راضي و خشنود باشي . * * * همين لحظه حاوي بهشت و دوزخ است . همه اش بستگي به تو دارد . اگر تو خوش باشي ، شاد باشي ، اگر عاشق زندگي باشي و آن را محترم بداري و جشن بگيري . در بهشت هستي ، اگر نتواني شادماني كني ، اگر چنان زنجيرهاي سنگيني برپا و دست داشته باشي كه نتواني با آهنگ زندگي به رقص در آيي ، آن وقت در دوزخ به سر مي بري . * * * يوگا پيام خرد است و بشريت وارث اين پيام * * * با من بمان که ظلمت شب از راه می رسد. وقتی که هیچ یاری نیست و آسایش گریخته است ، خدایا ! ای یاور بی کسان با من بمان ! در هر لحظه به حضور (( تو)) نیازمندم. چه چیزی جز لطف (( تو)) می تواند ترسها را در هم شکن؟ چه کسی جز (( تو)) می تواند راهنما و پناه من باشد؟ در روزهای ابری و آفتابی با من بمان! از هیچ دشمنی نمی هراسم، چون (( تو)) در کنار منی! آنجا که (( تو)) هستی اشک ها سوزنده نیستند، مرگ هم تلخ نیست. اگر با من بمانی ، همیشه پیروزم.
|
|

