تبليغاتX
ما را همين بس است كه داريم درد عشق

ما را همين بس است كه داريم درد عشق

می نویسم خاطراتی تابماندیادگاری گرنباشم روزگاری این بماندیادگاری

عشق واقعی......



عشق واقعی......
تا حالا فکر کرديد فرق عشق بلبل و پروانه چيه ؟
بلبل وقتی عاشق گل ميشه داد ميزنه فرياد ميزنه که من عاشقم اما وقتی گل پژمرده شد ولش ميکنه و ميره سراغ يه گل ديگه .و اما پروانه ..... وقتی عاشق شمع ميشه اونقدر دورش ميچرخه اونقدر دور شمع ميچرخه تا ميسوزه و صداش هم در نمياد........


خنده هايتان از ته دل و گريه هايتان از سر شادي

                        ***********************************************
بعد از این همه مدت آمدم تا بگویم تا ابد شاکرت خواهم بود ای خدا

شب شکست و دل من نیز چنین
ابر بارید و چشم من نیز چنین
ماه زیبا از شبم رفت و عشق من نیز چنین
پاییز آمد و خنجر به دل سبزی بستان زد و غم فرغت ز تو نیز چنین
این چنین می گذرد بعد تو امروز و هر روز دگر نیز چنین
این چنین رفتی و من بعد تو ماندم و می گذرد عمر من نیز چنین
این چنین سایه فکندی و برفتی و دلم سوخت و باقی پیکرم نیز چنین
این چنین آمدن و رفتن تو بهر چه بود آنچنان پر بگشا که انگار نبودی از ازل نیز چنین
این چنین ناله و اشک و ماتم تا بی کی ای خدا مرحمی که نهادی بر دل مجنون بر دل من بگذار نیز چنین
این چنین خسته ، کمر شکسته، دل شکسته هیچ کسی را نیست آگاه از حال من ،تو بیا و مرحمتی کن به بزرگی خدایی خود نیز چنین


سنگ خارا

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم
مو به مو دارم سخن‌ها نكته ها از انجمن‌ها
بشنو اي سنگ بيابان ، بشنويد اي باد و باران
با شما همرازم اكنون، با شما دمسازم اكنون
شمع خودسوزي چو من، در ميان انجمن
گاهي اگر آهي كشد دل‌ها بسوزد
يك چنين آتش‌به جان مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
من يكي مجنون ديگر در پي ليلاي خويشم
عاشق اين شور و حال عشق بي فرداي خويشم
تا به سويش رهسپارم سر ز مستي بر ندارم
من پريشان حال و دلخون با همين دنياي خويشم

                    

چشمك

روبروی من و چشمات انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه فرصت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی تو به تو تا بی نهایت
شونه هامون جای قصه سرامون گرم رفاقت
روبروی من و چشمات اتفاقی پا به ماهه
چشمای تو سهم عشقه چشمایی که سرپناهه
بوی عطر پیرهن تو برده هوش از عطر شب بو
به نگاه تو حسوده چشمای قشنگ آهو
سمت و سوی وسعت تو سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست حرف تو رنگین کمونه
داشتن تو یه قراره بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری دیدنت وقت تماشا
کاشکی چشمات مال من بود با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری به یه چشمک یه بهونه

   


غربت

روزگاري رفت و من در هر زمان ـ

آزمودم رنج « غربت » را بسي

درد « غربت » ميگدازد روح را

جز « غريب » اين را نميداند كسي



هست غربت گونه گون در روزگار

محنت غربت بسي مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خيز

غربت « بي همزباني » بدتر است

مهدي سهيلي



===========

زندگي

زندگي دفتري از خاطره هاست

خاطراتي شيرين-

خاطراتي مغشوش-

خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد.

ما ز اقليمي پاك-

كه بهشتش نامند-

بچنين رهگذري آمده ايم.

گذري دنيانام-

كه نامش پيداست-

مايه پستي هاست.

ما ز اقليم ازل-

ناشناسانه بدين دير خراب آمده ايم

چو يكي تشنه بديدار سراب آمده ايم

مادر آن روز نخست-

تك و تنها بوديم

خبري از زن و معشوقه و فرزند نبود

سخني ازپدر و مادر دلبند نبود

يكزمان دانستيم-

پدرومادر و معشوقه و فرزندي هست

خواهر و همسر دلبندي هست

***

ما همه همسفريم

كاروان ميرود و ميرود آهسته براه

مقصدش سوي خدا آمدهايم-

باز هم رهسپر كوي خدائيم همه

ما همه همسفريم

ليك در راه سفر-

غم و شادي بهم است

ساعتي در ره اين دشت غريب-

ميرسد «راهروي خسته» به «خرم كده» يي

لحظه يي در دل اين وادي پير-

ميرسد «همسفري شاد» به «ماتمكده»يي

***

زندگي دفتري از خاطره هاست

خاطراتي شيرين-

خاطراتي مغشوش-

خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد:

يكنفر در شب كام-

يكنفر در دل خاك

يكنفر همدم خوشبختي هاست-

يكنفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم-

عمرمان ميگذرد

وز سر تخت مراد-

پاي بر تخته تابوت گذاريم همه

ما همه همسفريم

پدر خسته براه-

مادر بخت سياه-

سوواران پسر و دختر تنها مانده-

عاشقاني كه زهم دور شدند-

دختراني كه چو گل پژمردند-

كودكاني كه به غربت زدگي-

خفته در گور شدند-

همگي همسفريم.

***

تا ببينيم كجا، باز كجا،

چشممان باردگر-

سوي هم بازشود؟

در جهاني كه در آن راه ندارد اندوه-

زندگي باهمه معني خويش-

ازنو آغاز شود.

زندگي دفتري از خاطره هاست

خاطراتي شيرين-

خاطراتي مغشوش-

خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد


زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود
جز من و خدا کسی نبود
روزگار رو به راه بود
هیچ چیز
نه سفید و نه سیاه بود
با وجود این
مثل اینکه چیزی اشتباه بود
///
زیر گنبد کبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود و هیچ کس
شعری از خدا نخوانده بود
///
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
توی گوش من یواش گفت:
«تو دعای کوچک منی»
بعد هم مرا
مستجاب کرد
///
پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد
سال هاست
اسم بازی من و خدا
زندگی ست
هیچ چیز
مثل بازی قشنگ ما
عجیب نیست
بازیی که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت
///
با خدا طرف شدن
کار مشکلیست
زندگی
بازی خدا و یک عروسک گلی ست..


اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟
و اگر قرار بود هر روز مطلبي درباره احساس و عشقمون بنويسيم تا چه مدتي ميتوانستيم مطالب غير تكراري بنويسيم!چرا بعضي از ما به عشقمان مي گوييم يك دنيا حرف داريم كه بايد به او بگوييم،آيا اگر قرار باشد همه آنها را بنويسيم بيش از چند صفحه ميتوانيم بنويسيم؟
من فكر ميكنم خودم جواب برخي سوالها را دارم.بعضي وقتها عشق يك نفر آنقدر بر دل آدم سنگيني مي‌كند كه آدم فكر ميكنه يك دنيا را در دل خود جا داده است.در حقيقت ما يك دنيا حرف نداريم ما يك دل احساس داريم.اگر قرار بود احساس خودمان را هر روز مي نوشتيم شايد هر روز مينوشتيم " دوستت دارم " و كساني كه عشقي در دل دارند ميدانند كه اين جمله هرگز تكراري نخواهد شد و هربار شنيدن آن (يا بهتر بگم فهميدن آن) حتي از خواندن يك كتاب حرفهاي عاشقانه ارزش بيشتري دارد.به نظرم خوشبختي يعني اينكه بدوني يك نفر دوستت داره و شيرين ترين لحظه ها زمانيست كه ميشنوي كسي مي‌گويد كه...دوستت دارم".


از نگاه همیشه منتظرم...از چشمان بارانیم....ازبوسه های نشکفته ام...بنو یسم برایت از ترسم... ترس از بی تو ماندن وبی تو رفتن...بی تو گفتن وبی تو خواندن....بنویسم برایت از نغمه های شبانه غم در گنج عزلت تنهایی ام....بنویسم برایت از معنای زندگی از اینکه من زندگی را در کنار تو بودن معنا می کنم...زندگی را برای تو سرودن معنا می کنم...من زندگی را در خروش چشمان نیلگونت معنا می کنم...من زندگی را در آغوش تو بودن معنا می کنم...معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است...زندگی یعنی عشق


براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت.


ديروز تاريخ است . فردا راز است . امروز يك هديه است.

هر كجا كه هستي ، هر كجا خودت را يافتي ، از هر آنچه كه داري لذت ببر ، به تمامي لذت ببر . هر جا كه هستي و از هر چه كه در دسترس است ، احساس سپاس و نيايش داشته باش

موفق باشيد

محسن

 


این هم چند تا دانستنی جالب

A statue in a park with a soldier on a horse with it’s 2 feet in the air means
the soldier died in combat.
If the horse has only 1 foot in the air,
the soldier died of injuries from combat.
If the horse has all 4 feet on the ground, the soldier died of natural causes.

آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده

When the English settlers landed in Australia, they noticed a strange animal that jumped extremely high and far. They asked the aboriginal people using body language and signs trying to ask them about this animal. They responded with ’’Kan Ghu Ru’’ the English then adopted the word kangaroo. What the aboriginal people were really trying to say was
‘’we don’t understand you’’, ‘’ Kan Ghu Ru’’.

آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru
که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.
در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم
".

Each King on playing cards represent a King in real history:

♦ Diamonds: Julius Cesar
♠ Spades: King David
♣ Clubs: Alexander The Great
♥ Hearts: Charlemagne

آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟

خشت: ژوليوس سزار
پيک: شاه ديويد
خاج: اسکندر کبير
دل: شارلماني

 

During historic civil wars, when troops returned without any casualties, a writing was put up so all can see, which read
"0 Killed".
From here we get the expression "O.K." which means all is good.

آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0)
ريشه OK از اين اصطلاح است
.

The muscles in your heart have the strength to shoot your blood 10 meters in the air?

آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟

Multiplying 111,111,111 x 111,111,111 = 12,345,678,987,654,321

آيا مي‌دانستيد که: 111،111،111 × 111،111،111 = 12،345،678،987،654،321

Elephants are the only animals that cannot jump

آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟

The body’s strongest muscle is our tongue

آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟

A pig’s orgasm lasts 30 minutes!!

آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟

Statistically, people are more afraid of spiders than they are of dying

آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟

All polar bears are left handed

آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟

Crocodiles cannot stick out their tongue

آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟

Butterflies taste with their feet

آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟

A cockroach can live 9 days without it’s head. It only dies because it cannot eat.

آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟

Humans and Dolphins are the only animals that have sex for pleasure

آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟

A duck’s quack has no echo, and nobody knows why

آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟

It is impossible to sneeze with your eye’s open

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

Starfish have no brains

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

Thomas Edison was afraid of the dark.

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟

The word "cemetery" comes from the Greek koimetirion which means dormitory

آيا مي‌دانستيد که: ريشه کلمه "Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟

It is impossible to suck your elbow.

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟


Mosquitoes have teeth

آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
   

عشق نامه 2


*عشق نامه(۲)*

 

@سلام دوستان صمیمی

 

*سکوت رابهانه کن٬ که عشق خواندنی شود!

*بخوان که از صدای تو٬ترانه ماندنی شود!

 

**به نام صمیمی ترین یار ورق عشق  نامه(عشقولانه)رو آغاز می کنیم :

 

@خمار

افتادی تو دام هچل

مچاله ای تو دست باد

خیره به کنج یه اتاق

چیزی به یادت نمیاد

چنبره زد افعیه دود

زهر بریزه تو تنت

گفتی که نه ،نمیتونه

زمونه زد تو دهنت

پریده رنگ تو رفیق

چی شده می لرزه صدات

خمار گنگ لعنتی

افتاده تاپای چشات

زیر بساط شب بزن

خرخره دیو بگیر

حتی اگه به مردنه

وایساو مردونه بمیر

بزن تو سینه هوس

اراده کن میشه زدش

تو می تونی،تو می تونی

بگو علی،بزن قدش

 

""""     *خرداد ماهیها ٬ تولدتون مبارک*"""" 

 

@زندگی یک خیال نیست...زندگی یک سراب نیست.

         می توان آن سوی زندگی رادریک خیال وسراب دید...

                                          می توان آن رابه زیبایی این خیال آراست

                              وپس ازآن شایدروزی تمامی آن زیباییها درهم بشکند.

            زندگی حقیقتی است به وسعت تمامی لحظات دل انگیز وبه یاد ماندنی.

 

@وقتی می بینمت تنم می لرزه،بند بند تنم یخ میکنه و میلرزه،وقتی بهم نگاه می کنی دست و پامو گم می کنم.جرأت نگاه کردن تو چشماتو ندارم.وقتی که نزدیک میشی قلبم می خواد از حرکت بایسته.خب چیکار کنم ازت میترسم آقا سوسکه!!!!

@مرا اندکی دوست بدارولی طولانی.کریستوفر مارلو

هم ترانه یاد من باش!

بی بهانه یادمن باش!

وقت بیداریه مهتاب٬

عاشقانه یاد من باش!

*التماس دعا/محسن@ mohsen @

   
بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
با ورم ناید که عا قل گشته ام
گویا "او" مرده در من اینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
 
هر دم از آ ئینه می برسم ملول
چیستم دیگر به چشمت چیستم؟
لیک در آینه می بینم که  وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
 
همچو آن رقا صه هند و بنا ز
بای می کوبم ولی بر گور خو یش
وه که با صد حسرت ا ین و یرانه را
روشنی بخشید ه ام از نور خویش
 
ره نمی جو یم به سوی شهر روز
بیگمانم در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آن را ز بیم
در دل مر دابها بنهفته ام
 
می رمم . . . اما نمی برسم ز خو یش
ره کجا. . . ؟ منزل کجا. . . ؟ مقصود چیست ؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل د یوانه را معبود کیست
 
او چو در من مرد ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر رفت
گو ئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب در بر گرفت
 
آه. . . آری. . . این منم. . . اما چه سو د
او که در من بود  دیگر نیست .نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
او که در من بود آخر کیست. کیست ؟

مي رسدروزي كه فرياد وفا را سر كني
مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني
مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود
خاطرات رفته را تو مو به مو از بر كني
مي رسد روزي كه بي من سر كني
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه تنها در كنار خاطرم
شعر هاي گفته ام را دو به دو از بر كني
مي رسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي
نامه هاي كهنه ام را با اشكهايت تر كني
مي رسد روزي كه نام تو بميرد بر لبم
 
ان زمان احساس امروز مرا باور كني.....

با تو

دیشب دوباره خسته ز ره آمدی و من

دیدم که چشمهای تو لبریز خستگیست

دیدم که مانده زان همه شور و نشاط و عشق

یک جسم بی نشاط که محکوم زندگیست

از خاطرت مبر که جوانی همیشه هست

آری بهار عمر چمن جاودانه نیست

دست مرا بگیر که دنیا از آن ماست

پروا نکن، بگو ، درنگت برای چیست؟

ما چون پرنده ایم،سبک بال و پر توان

اندیشه کن که چرخ نیلگون برای کیست؟

افسردگی رها کن،آزاد و ساده باش

پاگیر بندها چو شدی،اوج بندگیست


قصه ی شهر سکوت

 روزی دل من که تهی بود و غریب
 از شهر سکوت به دیار تو رسید
 در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه ی سردم ، این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست
 شد شهر هیاهو ، این سینه ی من
فریاد دلم به لبانم بنشست
 خورشید منی ،‌ منم آن بوته ی دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور
دریای منی ، منم آن قایق خرد
با خود تو مرا می بری تا ساحل دور
کنون تو مرا همه شوری و صدا
 کنون تو مرا همه نوری و امید
 در باغ دلم بنشین بار دگر
 ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید


یاد ِ من باش ٭همین برایم کافیست!

هر جا هستی، یاد ِ من باش ! یاد ِ این نفس بریده!
که یه عمره توی اینه، تنها عکس ِ تو ر ُ دیده!
هر جا هستی، یاد ِ من باش! من که با یاد ِ تو موندم،
پا به پای هر دقیقه، از تو خوندم! از تو خوندم!
از تو که شرم ِ سلامت، لحظه هامُ زیرُ رو کرد!
با خداحافظ ِ سردت، چشم ِ من به گریه خو کرد!


هر جا هستی، یاد من باش! آخرین خاتون ِ آواز!
با تو خوش صداترینه، سیم ِ بی زخمه ی این ساز!
یاد ِ من باش، وقتی بی من این ترانه ر ُ شنیدی!
یاد ِ من باش، اگه من رُ ، حتا توی خواب ندیدی!
بی تو تقویم ِ سکوتم، هفته ی آبی نداره!
این ترانه اوج ِ من نیست، این سقوط ِ انتحاره!

اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو گفتند ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني اتاقم ! دردلم....

   

این هم چند تا شعر دیگه


کنار نهر تنهایی نسیمی می وزد آرام
که بوی بی وفایی را برایم ارمغان دارد.
 
                                       من آنجا خاطراتم را برای مردم بیگانه می گویم
                                        تو هم بیگانه ای با من بیا و لحظه ای حرف مرا با گوش دل بشنو
 
تو که محبوب دنیایی، تو که سرگرم سودائی                توای محبوب پیشینم
 
اگر آن روز آن سروی که شاهد بود                          بر خشم نگاه تو و بر بیداد دستانت
 
زبانی داشت، اگر رخسار انسان داشت
به لبخندی برایت این چنین می گفت:
 
                                           چرا رنگ صداقت را نمی بینی ؟!
                                           نمی دانی که دل فنجان چینی نیست
 
تو شیرین گونه دنیایی پر از فرهاد می بینی
ولیکن بیستون را تیشه فرهاد عاشق کرد ویرانه
 
ولی افسوس ، هزار افسوس
سکوت سرو:
بر دنیای بی مهر تو مُهر گواهی زد
گذشت آن روز و بعد از آن جدایی بود
 
مرا در کوره راه زندگی تنها رها کردن جفایی بود
کنون در اوج تنهایی برایت نکته ای را باز می گویم
 
                                    گمان کردی که بعد از تو شبهایم چون دل تاریک تو خاموش می ماند
 
بدان که بعد از تو مهتاب شبها همچنان زیباست
و خورشید دلم گرمی ده فردا و فرداهاست
 
                                               تو مُردی در دلم اما دلم هرگز نمی میرد
 
و اینک زیر بار ظلم سنگیت
                                      که تا روز فنا از یاد من هرگز نخواهد رفت
 
                                                          برایت  روزهای پر ثمر آرزو دارم
                                                          خداحافظ ........خداحافظ.........خداحافظ
 
***********
 
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
                                                  هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام (حافظ)

زندگی مثل شطرنج است؛اگر ببازی، می گویند بازی بلد نیست؛
و اگر ببری و خوب بازی کنی،همه می خواهند تو را شکست دهند.
 
***
وقتی یه بار از دوستت ضربه می خوری،مثل اینه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ؛
ولی وقتی می بخشیش،درست مثل اینه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره ودوباره از
روت رد بشه،تا مطمئن بشه که دیگه چیزی ازت نمونده!
 
***
 
چشمهایم برای توست،بیاموز که روشن باشد.
اندیشه ام از آن توست،بیاموز که پاک باشد.
زندگی ام محتاج توست،بیاموز که خدایی باشد.
 
 
***
 
زندگی در" رفتن"است،نه" به مقصد رسیدن"،چرا که" مقصد "پایان زندگیست.
 
***
 
ساحل آرامش

زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی انکه جزئی از ان باشی
همچون نیلوفری باش در اب
زندگی در اب بدون تماس با اب!
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات
ریاضیات وابسته به ذهن اند
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند
زندگی سخت ساده است
خطر کن
وارد بازی شو
چه چیز از دست می دهی ؟
با دست های تهی امدهایم
وبا دست های تهی خواهیم رفت
نه, چیزی نیست که از دست بدهیم
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند
تا سر زنده باشیم
تا ترانه ای زیبا بخوانیم
وفرصت به پایان خواهد رسید
اری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !
مرگ تنها برای کسانی زیباست که,
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند
شهامت زندگی کردن را داشته اند
کسانی که عشق ورزیده اند
دست افشانده اند
و زندگی را جشن گرفته اند
پس;
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن
که گویی واپسین لحظه است
و کسی چه می داند ؟
شاید اخرین لحظه باشد!
 
دوستدار همتون, محسن
   

عشق نامه


عشق نامه*
@برای روشنایی است
که می نویسم
اگر همیشه
وهمه جا
تاریک بود
هرگز نمی نوشتم
@به نام خالق زندگی


فرشته یا شیطان
هیأت تو به گونه ایست
که نمی دانم
فرشته ای یا شیطان ؟
به مواخذه در من می نگری
که چرا به گونه ی دیگری ؟
فریاد خوان
محک همه پلیدیهایی
از دوزخ می ایی
تو را با زیبایی چه کار !
به مرگت ناخرسندم
به روشنیت دلبسته ام
که روزی زندان خودباختگی را واگذاری
و عاشقانه
دل به انسان سپاری
پیمان آزاد


پائولو کوئليو

چرا بسياري ترجيح مي دهند تمام زندگيشان را به ويران سازي راههايي بگذرانند که به آنها علاقه اي ندارند ؟!! در
حالي که مي توانند در تنها راهي گام بردارند که مي تواند آنها را به جايي برساند


نفس

هفت جا ، نفس خويش را حقير ديدم : نخست ، وقتي ديدمش که به پستي تن مي داد تا بلندي يابد.دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، مي پريد. سوم ، آن گاه که ميان آساني و دشوار مختار شد و آسان را برگزيد. چهارم ، آن گاه که گناهي مرتکب شد و با بادآوري اين که ديگران نيز همچون او دست به گناه مي زنند ، خود را دلداري داد. پنجم ، آن گاه که از ناچاري ، تحميل شده اي را پذيرفت و شکيبايي اش را ناشي از توانايي دانست. ششم ، آن گاه که زشتي چهره اي را نکوهش کرد ، حال آن که يکي از نقاب هاي خودش بود. هفتم ، آن گاه که آواي ثنا سرداد و آن را فضيلت پنداشت*جبران خليل جبران


کريستيان بوبن

لبخند، حتي زمانيکه بر لبان يک مرده مي نشيند ، بازهم زيباست


شهرت
عمر ما خود جمله در بی حاصلی بر باد رفت
از رفیقان دغل بر ما چنین بیداد رفت
عمر و هستی را به نام بسته بالان کرده اند
غنچه چون بگشود بال خویش را بر باد رفت
آه عاشق در دل آهن اثرها می کند
تیشه خون بگریست ز آن ظلمی که با فرهاد رفت
خاکساری عمر و دولت را دو چندان می کند
لاله تا دامن کشید از خاک ره بر باد رفت
گنج شد تا از فراموشان عالم گنج شد
هر کسی بر گرد شهرت گشت زود از یاد رفت
محمد معلم/آبان 43



هم ترانه یاد من باش!
بی بهانه یادمن باش!
وقت بیداریه مهتاب٬
عاشقانه یاد من باش!
@ mohsen*التماس دعا/محسن@
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم
منم دلبسته اين خاک، من فرزند ايرانم


 

   
درباره وبلاگ
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم
منم دلبسته اين خاک، من فرزند ايرانم



لینکهای روزانه
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

agamohsenonline

mohsen

http://agamohsenonline.blogfa.com

ما را همين بس است كه داريم درد عشق

من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم
منم دلبسته اين خاک، من فرزند ايرانم



می نویسم خاطراتی تابماندیادگاری گرنباشم روزگاری این بماندیادگاری Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

JavaScript Codes
set as your home page