|
***********************************************
سنگ خارا چشمك
غربت روزگاري رفت و من در هر زمان ـ آزمودم رنج « غربت » را بسي درد « غربت » ميگدازد روح را جز « غريب » اين را نميداند كسي هست غربت گونه گون در روزگار محنت غربت بسي مرگ آور است از هزاران غربت اندوه خيز غربت « بي همزباني » بدتر است مهدي سهيلي =========== زندگي زندگي دفتري از خاطره هاست خاطراتي شيرين- خاطراتي مغشوش- خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد. ما ز اقليمي پاك- كه بهشتش نامند- بچنين رهگذري آمده ايم. گذري دنيانام- كه نامش پيداست- مايه پستي هاست. ما ز اقليم ازل- ناشناسانه بدين دير خراب آمده ايم چو يكي تشنه بديدار سراب آمده ايم مادر آن روز نخست- تك و تنها بوديم خبري از زن و معشوقه و فرزند نبود سخني ازپدر و مادر دلبند نبود يكزمان دانستيم- پدرومادر و معشوقه و فرزندي هست خواهر و همسر دلبندي هست *** ما همه همسفريم كاروان ميرود و ميرود آهسته براه مقصدش سوي خدا آمدهايم- باز هم رهسپر كوي خدائيم همه ما همه همسفريم ليك در راه سفر- غم و شادي بهم است ساعتي در ره اين دشت غريب- ميرسد «راهروي خسته» به «خرم كده» يي لحظه يي در دل اين وادي پير- ميرسد «همسفري شاد» به «ماتمكده»يي *** زندگي دفتري از خاطره هاست خاطراتي شيرين- خاطراتي مغشوش- خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد: يكنفر در شب كام- يكنفر در دل خاك يكنفر همدم خوشبختي هاست- يكنفر همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم- عمرمان ميگذرد وز سر تخت مراد- پاي بر تخته تابوت گذاريم همه ما همه همسفريم پدر خسته براه- مادر بخت سياه- سوواران پسر و دختر تنها مانده- عاشقاني كه زهم دور شدند- دختراني كه چو گل پژمردند- كودكاني كه به غربت زدگي- خفته در گور شدند- همگي همسفريم. *** تا ببينيم كجا، باز كجا، چشممان باردگر- سوي هم بازشود؟ در جهاني كه در آن راه ندارد اندوه- زندگي باهمه معني خويش- ازنو آغاز شود. زندگي دفتري از خاطره هاست خاطراتي شيرين- خاطراتي مغشوش- خاطراتي كه زتلخي رگ جان ميگسلد
زیر گنبد کبود
اگر همه ما قرار بود درباره عشقمان بنويسم فكر مي كرديد چند صفحه را سياه مي كرديم؟
محسن
این هم چند تا دانستنی جالب
A statue in a park with a soldier on a horse with it’s 2 feet in the air means آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده. اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده. اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده When the English settlers landed in Australia, they noticed a strange animal that jumped extremely high and far. They asked the aboriginal people using body language and signs trying to ask them about this animal. They responded with ’’Kan Ghu Ru’’ the English then adopted the word kangaroo. What the aboriginal people were really trying to say was آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است. در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم". Each King on playing cards represent a King in real history:
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
During historic civil wars, when troops returned without any casualties, a writing was put up so all can see, which read آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0) ريشه OK از اين اصطلاح است. The muscles in your heart have the strength to shoot your blood 10 meters in the air? آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟
Multiplying 111,111,111 x 111,111,111 = 12,345,678,987,654,321 آيا ميدانستيد که: 111،111،111 × 111،111،111 = 12،345،678،987،654،321
Elephants are the only animals that cannot jump آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟
The body’s strongest muscle is our tongue آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟
A pig’s orgasm lasts 30 minutes!! آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟
Statistically, people are more afraid of spiders than they are of dying آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟
All polar bears are left handed آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟
Crocodiles cannot stick out their tongue آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟
Butterflies taste with their feet آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟
A cockroach can live 9 days without it’s head. It only dies because it cannot eat. آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟
Humans and Dolphins are the only animals that have sex for pleasure آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟
A duck’s quack has no echo, and nobody knows why آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟
It is impossible to sneeze with your eye’s open آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟
Starfish have no brains آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟
Thomas Edison was afraid of the dark. آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟
The word "cemetery" comes from the Greek koimetirion which means dormitory آيا ميدانستيد که: ريشه کلمه "Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟
It is impossible to suck your elbow. آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟
آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
*عشق نامه(۲)*
@سلام دوستان صمیمی
*سکوت رابهانه کن٬ که عشق خواندنی شود! *بخوان که از صدای تو٬ترانه ماندنی شود!
**به نام صمیمی ترین یار ورق عشق نامه(عشقولانه)رو آغاز می کنیم :
@خمار افتادی تو دام هچل مچاله ای تو دست باد خیره به کنج یه اتاق چیزی به یادت نمیاد چنبره زد افعیه دود زهر بریزه تو تنت گفتی که نه ،نمیتونه زمونه زد تو دهنت پریده رنگ تو رفیق چی شده می لرزه صدات خمار گنگ لعنتی افتاده تاپای چشات زیر بساط شب بزن خرخره دیو بگیر حتی اگه به مردنه وایساو مردونه بمیر بزن تو سینه هوس اراده کن میشه زدش تو می تونی،تو می تونی بگو علی،بزن قدش """" *خرداد ماهیها ٬ تولدتون مبارک*""""
@زندگی یک خیال نیست...زندگی یک سراب نیست. می توان آن سوی زندگی رادریک خیال وسراب دید... می توان آن رابه زیبایی این خیال آراست وپس ازآن شایدروزی تمامی آن زیباییها درهم بشکند. زندگی حقیقتی است به وسعت تمامی لحظات دل انگیز وبه یاد ماندنی.
@وقتی می بینمت تنم می لرزه،بند بند تنم یخ میکنه و میلرزه،وقتی بهم نگاه می کنی دست و پامو گم می کنم.جرأت نگاه کردن تو چشماتو ندارم.وقتی که نزدیک میشی قلبم می خواد از حرکت بایسته.خب چیکار کنم ازت میترسم آقا سوسکه!!!!
@مرا اندکی دوست بدارولی طولانی.کریستوفر مارلو هم ترانه یاد من باش! بی بهانه یادمن باش! وقت بیداریه مهتاب٬ عاشقانه یاد من باش! *التماس دعا/محسن@ mohsen @ بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
با ورم ناید که عا قل گشته ام گویا "او" مرده در من اینچنین خسته و خاموش و باطل گشته ام هر دم از آ ئینه می برسم ملول چیستم دیگر به چشمت چیستم؟ لیک در آینه می بینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم همچو آن رقا صه هند و بنا ز بای می کوبم ولی بر گور خو یش وه که با صد حسرت ا ین و یرانه را روشنی بخشید ه ام از نور خویش ره نمی جو یم به سوی شهر روز بیگمانم در قعر گوری خفته ام گوهری دارم ولی آن را ز بیم در دل مر دابها بنهفته ام می رمم . . . اما نمی برسم ز خو یش ره کجا. . . ؟ منزل کجا. . . ؟ مقصود چیست ؟ بوسه می بخشم ولی خود غافلم کاین دل د یوانه را معبود کیست او چو در من مرد ناگه هر چه بود در نگاهم حالتی دیگر رفت گو ئیا شب با دو دست سرد خویش روح بی تاب در بر گرفت آه. . . آری. . . این منم. . . اما چه سو د او که در من بود دیگر نیست .نیست می خروشم زیر لب دیوانه وار او که در من بود آخر کیست. کیست ؟ مي رسدروزي كه فرياد وفا را سر كني
مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني
مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود
خاطرات رفته را تو مو به مو از بر كني
مي رسد روزي كه بي من سر كني
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه تنها در كنار خاطرم
شعر هاي گفته ام را دو به دو از بر كني
مي رسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي
نامه هاي كهنه ام را با اشكهايت تر كني
مي رسد روزي كه نام تو بميرد بر لبم
ان زمان احساس امروز مرا باور كني.....
با تودیشب دوباره خسته ز ره آمدی و مندیدم که چشمهای تو لبریز خستگیستدیدم که مانده زان همه شور و نشاط و عشقیک جسم بی نشاط که محکوم زندگیستاز خاطرت مبر که جوانی همیشه هستآری بهار عمر چمن جاودانه نیستدست مرا بگیر که دنیا از آن ماستپروا نکن، بگو ، درنگت برای چیست؟ما چون پرنده ایم،سبک بال و پر تواناندیشه کن که چرخ نیلگون برای کیست؟افسردگی رها کن،آزاد و ساده باشپاگیر بندها چو شدی،اوج بندگیست |
|
||||||||


